حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )
پيشگفتار 29
تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )
فلات مركز ايران ، شهرى با تمام ويژگىهاى يك شهر عربى - اسلامى ( كه سمبل آن كوفه بود ) تأسيس نمودند . از اين رو در روايات تاريخى ، شهر قم در آن دوره را با صفت ( الكوفه الصغيرة ) توصيف نمودهاند . و گر چه بعدها افرادى از خانوادههاى شيعى ايرانى - همچون خاندان بابويه - از موفقيتهاى علمى برجستهاى برخوردار شدند ، ليكن به نظر مىرسد همچنان غلبه و سيطرهء از آن خاندان أشعرى بوده است ، و چند ايرانى نتوانستهاند چهرهء عربى شهر را دگرگون كنند . و شايد عنايت و توجهء فراوان مكتب قم به حديث و فقه ، و دورى گزيدن از كلام و بحثهاى عقلى و فلسفى ، نشأت گرفته از همان روحيه و فطرت عربى بوده است . علاوه بر أشعريان عرب تباركه پايهگذار مدرسهء قم بودند ، گروههاى زيادى از اهل علم ، به ويژه از تيرههاى متنوع علويّان ، كه داراى گرايشهاى نقلى بودند ، از كوفه و مدينه و بغداد و سامراء و خراسان و رى رو به سوى قم آوردند ، و تأثير نيكوئى در تنوع بخشيدن به مدرسه قم داشتند . از ديگر نمادهاى بارز قم ، كه همواره قميّان بر آن تأكيد داشتهاند ، همانا داعيه شيعهگرى و تشيّع امامى ، و پيروى از اهل بيت عليهم السلام مىباشد . داعيه تشيّع آشكار گر چه در دورههاى ميانى و پايانى خلافت بنى العباس امرى رايج و متداول بود ، و جز قم چندين شهر و منطقهء ديگر ، همچون شهر حلّه ، بخشهايى از خراسان ، و طبرستان و گيلان ، و حلب ، و محله كرخ در غرب بغداد ، به تشيّع آشكار پايبند بودند ، ليكن چنين داعيه آشكارى ، در سالهاى قرن دوم هجرى ، و دوره نخست خلافت بنى العباس ، عواقب سهمگين و خطرناكى مىتوانست در پى داشته باشد . ليكن چندين عامل سبب گرديد ، كه قم به عنوان يكى از مراكز اصلى و آشكار تشيّع ، در ميان دريايى از شهرهاى سنىنشين قد علم كند ، و بر تشيّع خود پافشارى نمايد ، تا جايى كه چند تن از عاملان و واليان منصوب از سوى دار الخلافة در قم ، جز مدت كوتاهى در محل امارت خود دوام نياورده ، و مردم قم سر به مخالفت و شورش با آنان برداشته ، و از اطاعت آنان سرپيچى نموده ، و از پرداخت ماليات و خراج خوددارى كردند . و در نهايت